يادداشت سردبير٬سياوش دانشور

مه 13, 2007

در ادامه اول مهاول مه امسال براى رژيم اسلامى گران تمام شد. برنامه هايشان بهم ريخت و عليرغم سرکوب خشن کارگران٬ اول مه با قامت افراشته به جهان مخابره شد. اول مه امسال تصوير واقعى تر اعتراض در ايران است. اعتراض کارگر به سرمايه دارى و فقر و تبعيض٬ اعتراض به نابرابرى و منشا آن٬ اعلام نفرت از سرمايه دارى و سخنگويان حامى سرمايه دار٬ تاکيد بر اتحاد بعنوان قدرت اجتماعى و طبقاتى کارگر. رهبران کارگران و برگزارکنندگان مراسم سنندج زندانى اند. اما در زندان هم اول مه يقه رژيم اسلامى را ول نميکند! بيرون زندان اعتراض و اجتماع و مذاکره براى آزادى دستگير شدگان ادامه دارد. در گوشه هاى ديگر فعالين کارگرى دنبال تامين زندگى خانواده هاى دستگير شدگان هستند. در خارج کشور اعتراض عليه رژيم و محکوم کردن آن توسط سازمانهاى کارگرى در جريان است. همه اين اوضاع نشان ميدهد که تدابير رژيم براى جلوگيرى از اول مه شکست خورد٬ دستگيرى محمود صالحى و ديگر فعالين کارگرى به ضد خود تبديل شد٬ تلاش براى برپائى مراسمهاى دولتى بنام روز کارگر و مجيزگوئى آقا شکست خورد٬ سرکوب و اعلام نداشتن مجوز نتوانست فعالين کارگرى را از برگزارى اول مه منصرف کند٬ و حمله به مراسمها و دستگيرى فعالين کارگرى هم پايان ماجرا نيست. جمهورى اسلامى بايد بپذيرد که دير زمانى است که نميتوان جلوى اعتصاب و اجتماع را گرفت. اگر خود پيغمبر اسلام هم همين امروز آيه نازل کند که «اعتصاب حرام است و روز کارگر ممنوع است» نميشود جلوى سنت اول مه و جنبش رو به رشد و بالنده کارگرى را گرفت. جمهورى اسلامى مجبور است فعالين کارگرى را آزاد کند. کارگران مجبورش ميکنند که اينکار را بکند. اما بايد تلاشى متحد و گسترده را صورت دهيم تا کارگران و خانواده هايشان را در يک جنگ فرسايشى و ادارى نياندازند. بايد همه جا اسم و عکس رهبران کارگرى دستگير شده را منتشر کنيم. همه جا انواع ابتکارات را بکار بريم تا توجه ها به اعتراض کارگرى و جنبش اول مه در ايران معطوف شود. همه جا جمهورى اسلامى را زير فشار قرار دهيم و بعنوان يک رژيم ضد بشر٬ ضد کارگر و ضد زن معرفى کنيم. در دوره اخير يورش به زنان٬ دستگيرى فعالين اعتراضات معلمان٬ دستگيرى فعالين کارگرى و اعتراضات دانشجوئى مستمرا ادامه داشته است. اما متقابلا اعتراض و تعرض و ايستادگى هم در جريان بوده است. رژيم اسلامى تاکنون باخته است و بايد ناچارش کنيم کارگران زندانى و کليه فعالين دستگير شده را آزاد کند. اول مه را ما برديم و رژيم باخت٬ در تداوم نيز بايد رژيم اسلامى سرمايه داران را به عقب نشينى وادار کنيم. ما هر فعاليت و تلاش براى آزادى دستگير شدگان را ارج ميگذاريم و از همه دعوت ميکنيم که به اين کمپينها و تلاش ها بپيوندند. سازماندهى يک تلاش وسيع و بين المللى در حمايت از جنبش کارگرى و تلاش براى آزادى فعالين دستگير شده اجتماعات و اعتراضات اخير يک اولويت فعاليت همه بايد باشد. آزادى کليه زندانيان سياسى از اين مسير ميگذرد.  

جنگ حجاب خيابانهاى تهران و شهرهاى ايران هر روز صحنه درگيرى و مشاجره زنان با نيروهاى رژيم است. امسال بيش از سالهاى گذشته عليه «بد حجابى» نيرو به خيابانها ريخته اند. جريمه ميکنند٬ پرونده سازى ميکنند٬ باتوم ميزنند٬ گاز فلفل ميپاشند٬ دستگير و زندانى ميکنند٬ اما حريف نميشوند! اخيرا امت حزب اله را به خيابان آوردند و عليه «بدحجابان» شعار دادند! در مواردى سخن از تبعيد «بد حجابان» و انتقال به اردوگاه است! هرچه بيشتر رژيم حمله ميکند و بيشتر با مقاومت و جسارت زنان روبرو ميشود٬ پاى محلل هاى سياسى بيشتر باز ميشود. ناگهان برخى گنده آيت الله ها اعلام ميکنند «بدرفتارى با مردم جايز نيست»! رويشان نميشود بگويند اينکارها فايده ندارد٬ پاسخ نميدهد٬ فکرى ديگر بکنيد! خود را آماده عقب نشينى ميکنند. مردم هم سيگنال ها را خوب تشخيص ميدهند. در هر دور تلفات ميدهند اما پيشرويها بمراتب پايدار تر است. جنگ حجاب اما تنها برسر حجاب نيست٬ جنگى برسر دين و اسلام و دفاع از حقوق فردى است. جنگى برسر نخواستن رژيم اسلامى است. پاسخ سلبى به قوانين آپارتايد اسلامى است. سياست اعمال قوانين اسلامى ونظام آپارتايد جنسى شکست خورده است. سياست ارعاب و حزب اله چرخانى ديگر اثر ندارد! ميگويند ايران کشور مانکن هاست! گويا اوائل اين مانکن ها «محدود» بودند اما حالا همه مانکن شده اند! برخى فضلاى مرتجع و «دگرانديش» و «نو انديش» اسلامى دارند جلو مى آيند و تلاش ميکنند روند عقب نشينى رژيم در مقابل زنان را فرموله کنند!  

اما تظاهرات حزب الله عليه «بد حجابى» در نوع خود جالب است. اين يک قافيه تنگى بود که بعد از اينهمه سرکوب و دستگيرى و کشمکش خيابانى لازم شد. همينطور بحث سرکوب در دانشگاه و «انقلاب فرهنگى ديگر» و بحث «براندازى نرم» جالب است. از همه جالبتر قبل و قال جديد و ائتلاف گسترده بخشى از رژيم براى مقابله با احمدى نژاد و «انتخابات» آينده مجلس رژيم اسلامى است. اين اسامى رمز بر يک روند بنيادى در مورد رژيم اسلامى تاکيد ميکند؛ يک سياست براى حفظ جمهورى اسلامى و ارزشهاى اسلامى تا روزهاى «يا روسرى يا توسرى» و «انقلاب فرهنگى» ميخواهد پيش برود و سياست ديگر هشدار ميدهد که نميشود٬ تاثير ندارد٬ بايد کنترل شود و با اين سياستها نميتوان جلوى مردم را گرفت. اين بن بست و الاکلنگ حکومتى البته در هر دوره بسته بندى جديدى دارد اما در محتوا و هدف يکى است. نکته اينجاست که رژيم نه ميتواند شکست را بپذيرد و نه ميتواند شکست را تحميل کند. هر دور تلاش قويترى ميکند و در مجموع عقب نشينى بيشترى متحمل ميشود. حمله وسيع به زنان و اجتماعات کارگران و دستگيرى معلمان به جائى نرسيده است. تلاش دايناسورهاى اسلامى امتحان پس داده که هر چند سال يکبار عباى بوگندوى اصلاحات دينى را اطو ميکشند هم بجائى نخواهد رسيد. بايد دست رژيم اسلامى را از زندگى مردم کوتاه کرد. مرگ بر حکومت طالبان٬ چه در کابل چه تهران!    

تظاهرات استکهلمروزهاى گذشته استکهلم شاهد يک روياروئى و اجتماع پرشور عليه حضور منوچهر متکى وزير خارجه رژيم اسلامى بود. در استکهلم سنتا جمهورى اسلامى شکست خورده است و هر آمد و رفت سرانش با بى آبروئى براى رژيم تمام شده است. اما اينبار صداى زنان دستگير شده و اعمال فشار به زنان٬ صداى رهبران کارگرى دستگير شده در اول مه٬ صداى زندانيان سياسى همراه با شعار مرگ بر جمهورى اسلامى بلند تر بود. حساسيت مردم آزاديخواه به حضور رژيم وسيع تر بود. تظاهر کنندگان آزاديخواه با شهامت با پليس درگير شدند و عليه سياست دولت سوئد و رژيم اسلامى در طول روز تلاش کردند. دهها خبر و گزارش در رسانه ها منتشر شد و اين سفر به يک بى آبروئى براى رژيم اسلامى تبديل شد. متکى ناچار شد بگويد فعالين حقوق زن در ايران را که دستگير شدند آزاد ميکنند و با رندى آخوندى در مقابل سوال خبرنگاران مبنى بر اعتراض مردم آزاديخواه بيرون سالن٬ بگويد که «دولت سوئد حق اعتراض را براى مخالفين برسميت بشناسد و پاسدارى کند»!؟ اين مرتجعين وقتى مانور ديپلماتيک ميدهند ميخواهند قورباغه را رنگ کنند و به نرخ فولکس واگن به مردم بفروشند٬ اما تنها با تمسخر مردم و افکار عمومى روبرو ميشوند. استکهلم و تهران و سنندج صحنه هاى يک مبارزه واحد عليه جمهورى اسلامى است. جمهورى اسلامى جائى در خارج کشور ندارد  و ميرود که براى هميشه نداشته باشد. بايد مراکز و سفارتخانه هايش را بست. اين کار ما اپوزيسيون راديکال و سرنگونى طلب و طيف گسترده ايرانيان آزاديخواه و سکولار است. خارج کشور را بايد به پايگاه جنبش آزادى و برابرى تبديل کرد. دست تمامى شرکت کنندگان و سازماندهندگان اين اجتماع درد نکند. خسته نباشيد!  

ماهواره و الکلدرد جمهورى اسلامى يکى دو تا نيست. اين عکسها بدون شرح اند. نشان ميدهند که اسلام در ايران تا چه حد ”ريشه“  دارد!                  



  

 

 

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌واره‌ی وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

دنبال‌کردن

هر نوشته‌ی تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.